تبليغاتX
قصه ی کوچ - زمان

زمان چه سنگين شده است و روح من چه فرسوده به پيري مي گرايد. چه مي شد اگر طلوع مي كردي تا طليعه دارت مي شدم دور از هياهو داغدارت مي شدم عاشق زارت مي شدم. اي اهوراي من امشاسپندانه راهوارت مي شدم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9:43 توسط کیومرث زرافشان |